![]() |
![]() |
|
| www.Tasavi.com |
|
مشکلی که ممکن است در اینجا ایجاد شود این است که دانشجویان ممتاز نخبه پس از احراز شرایط مسوولیت انجام پروژه ای را در یک نهاد بر عهده می گیرند و از آنها خواسته می شود تا به رفع یک مشکل در دنیای واقعی بپردازند. اگر موضوع اتلاف وقت در قالب انجام طرح سربازی نخبگی را رد نماییم و فرض کنیم که دانشجویان اخلاقا خود را متعهد به انجام پروژه یا طرح می دانند احتمالا به تناقضی بر می خوریم که آن مساله احراز توانایی برای انجام پروژه می باشد. به بیان دیگر اگر فردی نتواند مقاله علمی-پژوهشی را به خوبی انجام دهد احتمالا در انجام طرح پژوهشی در شرایط واقعی نیز دچار مشکلاتی خواهد بود. من خود دانشجویانی را می شناسم که تنها به مدد ارتباط و آشنایی با هیات تحریریه مجلات فوق موفق به احراز شرایط نخبگی شده اند و از آن به بعد انجام طرح پژوهشی صرفا یک رفع تکلیف محسوب می شود. پیشنهاد من این است که حد نصاب نخبگی از یک مقاله علمی -پژوهشی در مقطع ارشد به بیش از یک مقاله افزایش یابد تا اگر فردی صرفا به مدد امدادهای غیبی حائز شرایط نخبگی شده است نتواند مشکلاتی را برای سازمانها و نهادهای دولتی به قیمت فرصت رفع تکلیفی سربازی ایجاد کند. البته شاید این پیشنهاد به مذاق بسیاری از دانشجویان خوش نیاید اما بژذیریم که تا زمانی که این قوانین سهل الوصول باشند گرهی از مملکت باز نخواهد شد. پس بیایید تا خود را نفریبیم. ۳-معروفیت تصور این که نام بنده در مجلات کثیرالانتشار کشور دیده شود احتمالا مطلوبیت قابل توجهی را در من ایجاد خواهد کرد. در آغاز انتشار مقالات این حس در جوانان جویای نام وجود دارد. دانشجویان سعی می کنند در سخنان خود ورتب به آثار منتشر شده خود ارجاع دهند و آن را نشانه شایستگی و معروفیت خود تلقی می کنند. این مطلب فی نقسه ناخوشایند نیست. اصولا معرفی یک فرد در میان هم سنخان خود در جامعه خوب است. این که از وضع و حال یکدیگر آگاه می شویم مطلوب است ضمن این که خاصیت فعالیتهای رسانه ای و روزنامه ای و مجله ای ایجاد معروفیت نزد دیگران است. اما بهای این معروفیت چقدر است؟ متاسفانه یکی از مشکلات جامعه ما تنگ نظریهای بی حدوحصر است. افراد در هنگام رویارویی با یکدیگر به شدت به تحسین یکدیگر می پردازند و یکدیگر را به سبب آثار علمی مدح می کنند. گاهی اوقات به اقتضای شرایط نزد دیگران تملق گویی می کنند و مقالات بی ارزش یا کم ارزش را تا حد اعلا می ستایند. اما زمانی که زمانه عوض شد و یا چشم یکدیگر را دور ببینند بساط غیبت را می گسترند و همان مقالات را به سبب تخریب اراد به شدت مورد انتقاد قرار می دهند. بارها دیده ام که دوستان به محض ذکر فردی به سرعت نکات ضعف وی را پر رنگ می کنند و تلاش می کنند با هدف برتری جویی و انتقام وی را به سبب آثار ضعیف تقبیح کنند. از این مطلب چنین بر می آید که در جامعه کوچک حسابداری ما هستند افرادی که حضور یکدیگر را بر نمی تابند و برای رسیدن به منافع خود حاضرند به هر عمل غیر اخلاقی دست بزنند. تصورات خود را مایه عمل خود قرار می دهند و سعی می کنند با برقراری روابط آشکار و پنهان عرصه را بر مخالفان خود تنگ کنند و یا آنها را به بیرون از گود برانند. معمولا این افراد ضعفهای بسیاری در آثار علمی خود دارند و با نگاهی اجمالی به راحتی می توان دریافت که انتشار آثار آنها بیشتر تابع لابی های بیشمار است تا شایستگی علمی. نتیجه گیری کلی این است که انتشار مقاله اگر در راستای برآوردن نفسانیات! و با هدف بزرگ کردن خویش باشد گرهی از مشکلات این جامعه نخواهد گشود. بیاییم در هنگام انجام آثار علمی بغض و کینه ها را کنار بگذاریم. تنگ نظریها را پس بزنیم و به حقیقت جامعه و رفع مشکلات عینی فکر کنیم.
مشکلی که ممکن است در اینجا ایجاد شود این است که دانشجویان ممتاز نخبه پس از احراز شرایط مسوولیت انجام پروژه ای را در یک نهاد بر عهده می گیرند و از آنها خواسته می شود تا به رفع یک مشکل در دنیای واقعی بپردازند. اگر موضوع اتلاف وقت در قالب انجام طرح سربازی نخبگی را رد نماییم و فرض کنیم که دانشجویان اخلاقا خود را متعهد به انجام پروژه یا طرح می دانند احتمالا به تناقضی بر می خوریم که آن مساله احراز توانایی برای انجام پروژه می باشد. به بیان دیگر اگر فردی نتواند مقاله علمی-پژوهشی را به خوبی انجام دهد احتمالا در انجام طرح پژوهشی در شرایط واقعی نیز دچار مشکلاتی خواهد بود. من خود دانشجویانی را می شناسم که تنها به مدد ارتباط و آشنایی با هیات تحریریه مجلات فوق موفق به احراز شرایط نخبگی شده اند و از آن به بعد انجام طرح پژوهشی صرفا یک رفع تکلیف محسوب می شود. پیشنهاد من این است که حد نصاب نخبگی از یک مقاله علمی -پژوهشی در مقطع ارشد به بیش از یک مقاله افزایش یابد تا اگر فردی صرفا به مدد امدادهای غیبی حائز شرایط نخبگی شده است نتواند مشکلاتی را برای سازمانها و نهادهای دولتی به قیمت فرصت رفع تکلیفی سربازی ایجاد کند. البته شاید این پیشنهاد به مذاق بسیاری از دانشجویان خوش نیاید اما بژذیریم که تا زمانی که این قوانین سهل الوصول باشند گرهی از مملکت باز نخواهد شد. پس بیایید تا خود را نفریبیم. ۳-معروفیت تصور این که نام بنده در مجلات کثیرالانتشار کشور دیده شود احتمالا مطلوبیت قابل توجهی را در من ایجاد خواهد کرد. در آغاز انتشار مقالات این حس در جوانان جویای نام وجود دارد. دانشجویان سعی می کنند در سخنان خود ورتب به آثار منتشر شده خود ارجاع دهند و آن را نشانه شایستگی و معروفیت خود تلقی می کنند. این مطلب فی نقسه ناخوشایند نیست. اصولا معرفی یک فرد در میان هم سنخان خود در جامعه خوب است. این که از وضع و حال یکدیگر آگاه می شویم مطلوب است ضمن این که خاصیت فعالیتهای رسانه ای و روزنامه ای و مجله ای ایجاد معروفیت نزد دیگران است. اما بهای این معروفیت چقدر است؟ متاسفانه یکی از مشکلات جامعه ما تنگ نظریهای بی حدوحصر است. افراد در هنگام رویارویی با یکدیگر به شدت به تحسین یکدیگر می پردازند و یکدیگر را به سبب آثار علمی مدح می کنند. گاهی اوقات به اقتضای شرایط نزد دیگران تملق گویی می کنند و مقالات بی ارزش یا کم ارزش را تا حد اعلا می ستایند. اما زمانی که زمانه عوض شد و یا چشم یکدیگر را دور ببینند بساط غیبت را می گسترند و همان مقالات را به سبب تخریب اراد به شدت مورد انتقاد قرار می دهند. بارها دیده ام که دوستان به محض ذکر فردی به سرعت نکات ضعف وی را پر رنگ می کنند و تلاش می کنند با هدف برتری جویی و انتقام وی را به سبب آثار ضعیف تقبیح کنند. از این مطلب چنین بر می آید که در جامعه کوچک حسابداری ما هستند افرادی که حضور یکدیگر را بر نمی تابند و برای رسیدن به منافع خود حاضرند به هر عمل غیر اخلاقی دست بزنند. تصورات خود را مایه عمل خود قرار می دهند و سعی می کنند با برقراری روابط آشکار و پنهان عرصه را بر مخالفان خود تنگ کنند و یا آنها را به بیرون از گود برانند. معمولا این افراد ضعفهای بسیاری در آثار علمی خود دارند و با نگاهی اجمالی به راحتی می توان دریافت که انتشار آثار آنها بیشتر تابع لابی های بیشمار است تا شایستگی علمی. نتیجه گیری کلی این است که انتشار مقاله اگر در راستای برآوردن نفسانیات! و با هدف بزرگ کردن خویش باشد گرهی از مشکلات این جامعه نخواهد گشود. بیاییم در هنگام انجام آثار علمی بغض و کینه ها را کنار بگذاریم. تنگ نظریها را پس بزنیم و به حقیقت جامعه و رفع مشکلات عینی فکر کنیم. 5-ايجاد آگاهي عمومي از طريق گزارش يافته ها و فراهم ساختن زمينه براي اعتلاي وضعيت موجود به رغم همه انگيزه هاي مطرح شده هنوز هم حقيقت علم و انجام پژوهش ارزشمند و بر پايه فطرت آدمي پسنديده است. ما حتي در مواردي دشمنان خود را به سبب انجام كارهاي ارزشمند علمي مي ستاييم و سعي مي كنيم از آنها كسب معلومات نماييم. از اين رو در جامعه نوپاي حسابداري انجام پژوهش تنها با هدف اطلاع رساني به ديگران و بهبود وضعيت موجود داراي حداقل فايده اي است و آن هم اين است كه فرد وجدانا از اننجام كار خود راضي است حتي اگر كسي براي خواندن اثر او رغبتي نداشته باشد. اصولا در جامعه ما بايد مقاله نويسي از حالت وسيله بودن خارج شود. يكي از اساتيد ارجمند در هنگام توصيف مقاطع تحصيلات تكميلي اين نكته را متذكر مي شد كه اگر كسي مثلا بخواهد دكترا بخواند بايد به اين واقعيت توجه نمايد اين دوره ها لا اقل در كوتاه مدت فوايد اقتصادي درخور توجهي ايجاد مي كند و اساسا اگر فردي شايستگي داشته باشد بايد جامعه وي را از لحاظ مالي و ساير ابعاد زندگي تامين كند تا وي با فراغ خاطر به سوي كشف واقعيات و درمان مشكلات حركت نمايد. من در اينجا مي خواهم عرض كنم كه افزايش آگاهي عمومي از طريق انتشار يافته ها مطلوب است ولي بايد زمينه اين كار فراهم شود. مثلا در حال حاضر كفته مي شود تنها چند مجله علمي پژوهشي در حسابداري وجود دارد. با افزايش اين مجلات در آينده مي توان شاهد خروج از بن بست انتشار مقالات علمي-پژوهشي در كشور باشيم. پيشنهادات است براي دانشجويان گرامي: به نظرم مي آيد بخش پاياني اين يادداشت را به ارائه پيشنهاداتي در خصوص انجام كار علمي اختصاص دهم: 1. ما بايد سطح توانايي خود در مطالعه و نگارش زبان انگليسي را هر چه سريع تر به سطح قابل قبولي برسانيم به گونه اي كه بتوانيم در سطح بين المللي به انعكاس شرايط كشور خود بپردازيم و بدانيم كه گزارش شرايط كشور در حرفه حسابداري مورد توجه بسياري از مجلات خارجي است. 2. ما بايد روشهاي انجام تحقيق را به خوبي بدانيم و نكات ضعف خود را برطرف نماييم و براي اين كار علم به آمار و روشهاي آماري را در صدد اولويتهاي خود قرار دهيم. 3. مهارت در استفاده از داده هاي موجود در بانكهاي و نيز پايگاه هاي اطلاعات علمي نيز از اولويتهاي ديگر محققين حسابداري و مالي كشور مي تواند باشد. اين كه بدانيم چگونه و از كجا به مقاله اي دست يابيم هنري است كه ما در رفع بسياري از مشكلات كمك مي كند. 4. از پرس و جو و كسب نظراز افراد صاحبنظر هيچ گاه نبايد غافل شد. تنگ نظريها را كنار بگذاريم و تنها به اعتلاي كشور بينديشيم. اين به معني سكوت و انجماد و انفعال در جامعه نيست. تذكر اشتباهات و خطاها بر هر فردي واجب است. بدون امربه معروف و نهي از منكر علمي امكلن اعتلاي حرفه وجود ندارد.. تذكر و تخريب از يكديگر جداست. از اين رو هيچ گاه نبايد در پرس و جوهاي علمي تعصب و اريب بر نتايج تاثيرگذار باشد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم دی 1388ساعت 16:5 توسط امین ناظمی |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
نظرسنجی منابع ارشد حسابداری آرشیو پیوندهای روزانه |
| نویسندگان |
|
محمد محمدی امین ناظمی محمود مهدی غلام حیدری |
|
RSS
|