غلامرضا كرمي
چند روز قبل يكي از دوستان اطلاع دادند در يكي از وبلاگها، مسايل خانوادگي و خصوصي شما را به ميان كشيده، دكتر نوروش، شما و ديگران را آماج تهمتها و القاب زشت قرار دادهاند. جستوجو براي يافتن مسوول وبلاگ و دو، سه نفري كه ناجوانمردانه و با نامهاي مجعول متعدد، مبادرت به درج اكاذيب كرده و شايد ادعاي عضويت هيات علمي دانشگاه داشتند، ادامه داشت تا اينكه در اين شهر «انساني» پيدا شد و مساله را با نام واقعي خود در روزنامهء «سرمايه» درج كرد. به اين بهانه بد نيست به اصل ماجرا بپردازيم.
يكي از دانشجويان دكتر نوروش مرتكب اشتباهي شده و از سر جواني، مقالهء ديگري را به نام خود در مجلهاي چاپ ميكند و بنا به دلايلي، نام دكتر نوروش را نيز مخفيانه و بدون اطلاع ايشان روي مقاله درج و بعد از چاپ مقاله، موضوع را به دكتر اطلاع ميدهند. همين قدر بدانيم كه از زمان دريافت مقاله تا چاپ نهايي آن، هيچگونه تماسي توسط مسوولان مجله با دكتر نوروش به عمل نيامده و شكايت ايشان از مجله و موسسهء «امرالد» توسط وكيل ايشان در حال پيگيري است.اما نكته اينجاست كه آيا اين نحوهء برخورد با مساله صحيح است؟ طرح مسايل اخلاقي كذب، فحاشي، ارتباط دادن موضوع به مسايل خانوادگي بنده و نسبتي كه با دكتر نوروش دارم، مرتبط كردن موضوع به دكتر مهراني و دهها مورد ديگر، مذبوحانهترين و غيرانسانيترين روشها براي تخريب شخصيتطرف مقابل است.آري! جامعه و دانشگاه، وظيفهء تربيت فرزندان اين مملكت را برعهده دارند و اگر متوليان دانشگاهها دست به كارهاي ناپسندي نظير نشر اكاذيب، توهين و ... بزنند و بدون اطلاع، پيرامون مسايل اظهارنظر كنند، چه انتظاري بايد از شاگردان اين معلمان داشت؟ آيا بهتر نيست معلمان به جاي قضاوت عجولانه، ابتدا از موضوع به طور كامل آگاه شده و بعد به ديگران اتهام وارد كنند؟ آيا بهتر نيست قبل از صحبت پيرامون تحمل هزينههاي سنگين براي اصلاح جامعه، خود را اصلاح كنيم و پيش از اينكه دم از حيثيت بزنيم، خود حافظ آبرو و حيثيت ديگران باشيم؟ آيا بهتر نيست معلمان قبل از فراخواني جامعه به ايستادن مقابل كاستيها، خود در برابر هواي نفس بايستند؟ آيا بهتر نيست معلمان به شاگرداني چون من بياموزند اگر متوجه اشتباهمان شده و در قضاوت به بيراهه رفتيم، بلافاصله بايد عذرخواهي كنيم؟